هشتمین اجلاس جیئیسیاف؛ فرصتی برای عبور از دیپلماسی تشریفاتی به ژئواکونومی گاز
محمدهادی منحصر، متخصص دیپلماسی انرژی
در جهانی که امنیت انرژی بار دیگر به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت کشورها تبدیل شده، حضور رئیسجمهور ایران در هشتمین اجلاس سران مجمع کشورهای صادرکننده گاز (GECF) در مسکو، صرفاً یک رویداد دیپلماتیک نیست؛ آزمونی برای سنجش توان ایران در تبدیل ذخایر عظیم گاز به قدرت اقتصادی و نفوذ بینالمللی است. پرسش اصلی این است: آیا تهران در مسکو فقط از اهمیت گاز سخن خواهد گفت یا برای تغییر جایگاه خود در بازار جهانی گاز برنامهای عملیاتی ارائه میکند؟
جیئیسیاف چیست و چرا اهمیت دارد؟
مجمع کشورهای صادرکننده گاز در سال ۲۰۰۱، با برگزاری نخستین نشست وزیران در تهران، شکل گرفت و در سال ۲۰۰۸ با تصویب موافقتنامه و اساسنامه، به سازمانی بینالدولی تبدیل شد. دبیرخانه آن در دوحه قطر مستقر است. هدف اصلی مجمع، ایجاد بستری برای گفتوگو، تبادل اطلاعات، هماهنگی سیاستی میان تولیدکنندگان و تقویت امنیت و ثبات بازار جهانی گاز است.
این مجمع ۱۲ عضو اصلی دارد: ایران، روسیه، قطر، الجزایر، بولیوی، مصر، گینه استوایی، لیبی، نیجریه، ترینیداد و توباگو، امارات متحده عربی و ونزوئلا. کشورهای عضو، در مجموع، حدود ۷۰ درصد ذخایر اثباتشده گاز جهان، ۳۸ درصد تولید تجاری گاز و ۴۲ درصد صادرات جهانی گاز را در اختیار دارند. بنابراین، جیئیسیاف از نظر ظرفیت منابع و امکان اثرگذاری بر گفتوگوهای بینالمللی، نهادی قابلتوجه است.
با این حال، یک تمایز مهم نباید نادیده گرفته شود: جیئیسیاف نسخه گازی اوپک نیست. ساختار بازار گاز، برخلاف بازار نفت، با تنوع قراردادها، هزینه بالای انتقال، زیرساختهای منطقهای و تفاوت میان تجارت خط لوله و الانجی پیچیدهتر است. از اینرو، کارکرد اصلی مجمع نه تعیین سهمیه تولید و قیمت، بلکه توسعه همکاری، تبادل داده، تقویت جایگاه گاز در سیاست انرژی جهان و نزدیک کردن دیدگاههای تولیدکنندگان است.
از تهران تا مسکو؛ هفت اجلاس، یک آزمون تازه
نخستین اجلاس سران این مجمع در سال ۲۰۱۱ در دوحه برگزار شد. اجلاسهای بعدی بهترتیب در مسکو در سال ۲۰۱۳، تهران در سال ۲۰۱۵، سانتا کروز بولیوی در سال ۲۰۱۷، مالابو در سال ۲۰۱۹، دوحه در سال ۲۰۲۲ و الجزیره در سال ۲۰۲۴ برگزار شدند. اکنون هشتمین اجلاس قرار است ۲۷ اکتبر ۲۰۲۶ در مسکو برگزار شود.
اما اهمیت اجلاس هشتم صرفاً در تداوم نشستهای گذشته نیست. بازار جهانی گاز با رقابت شدید بر سر سرمایهگذاری، توسعه ظرفیت الانجی، امنیت مسیرهای انتقال و تغییر الگوی تقاضا مواجه است. در چنین شرایطی، ارزش یک مجمع بینالمللی نه با تعداد بیانیههای آن، بلکه با تواناییاش در ایجاد همکاریهای اجرایی و تقویت موقعیت اعضا سنجیده میشود.
ایران در مسکو چه باید بخواهد؟
نخست؛ تبدیل ذخایر گاز به قدرت بازار. ایران از بزرگترین دارندگان ذخایر گاز جهان است، اما برخورداری از ذخایر بهتنهایی قدرت صادراتی ایجاد نمیکند. ناترازی داخلی، محدودیت سرمایهگذاری و زیرساخت، و دشواری دسترسی به فناوری و بازار، فاصله میان ظرفیت بالقوه و قدرت بالفعل کشور را افزایش دادهاند. تهران باید پیشنهاد ایجاد سازوکار مشترک برای ارزیابی بازارهای منطقهای، پیشبینی تقاضا و شناسایی فرصتهای همکاری صادراتی را مطرح کند؛ سازوکاری که به تصمیمگیری تجاری اعضا کمک کند، نه اینکه صرفاً گزارش تولید کند.
دوم؛ ائتلاف برای توسعه فناوری و سرمایهگذاری. آینده بازار گاز فقط به میزان ذخایر وابسته نیست؛ فناوری مایعسازی، کاهش نشت متان، بهرهوری، ذخیرهسازی و توسعه زیرساخت نیز تعیینکنندهاند. ایران باید خواستار برنامه مشترک پژوهش و توسعه، انتقال دانش فنی و تأمین مالی پروژههای گازی شود. پیشنهاد تأسیس صندوق یا سازوکار تأمین مالی پروژههای مشترک، با مشارکت داوطلبانه اعضا و بر مبنای توجیه اقتصادی، میتواند یکی از ابتکارهای مشخص تهران باشد.
سوم؛ تدوین چارچوب همکاری برای تجارت منطقهای گاز. نزدیکی جغرافیایی ایران به بازارهای مصرف، مزیتی مهم است؛ اما این مزیت تنها با قراردادهای قابل اجرا، ظرفیت انتقال و امنیت عرضه ارزش اقتصادی پیدا میکند. تهران باید توسعه تجارت منطقهای، اتصال زیرساختها و قراردادهای بلندمدت را در دستور کار قرار دهد و برای هر پروژه، مدل اقتصادی، ریسک سیاسی و امکان اجرای تعهدات را بهصورت مستقل ارزیابی کند.
چهارم؛ دفاع از جایگاه گاز در گذار انرژی. ایران باید برای شکلگیری موضع کارشناسی مشترک اعضا درباره نقش گاز در امنیت انرژی، کاهش فقر انرژی و گذار کمهزینه به نظامهای انرژی کمکربن تلاش کند. این موضع زمانی اعتبار خواهد داشت که با برنامههای قابل سنجش برای کاهش انتشار متان، افزایش بهرهوری و بهبود عملکرد زیستمحیطی همراه باشد.
از بیانیه مسکو تا نقشه راه ایران
پیشنهاد راهبردی آن است که ایران در اجلاس هشتم، بهجای تمرکز صرف بر بیانیه سیاسی، خواستار تدوین «نقشه راه همکاری گازی اعضا تا ۲۰۳۰» شود؛ نقشهای با اهداف مشخص در زمینه توسعه تجارت، سرمایهگذاری، فناوری، امنیت عرضه و تبادل دادههای بازار. برای هر محور باید مسئول اجرایی، زمانبندی، منابع مالی و شاخص ارزیابی تعیین شود.
همزمان، هیئت ایرانی باید مجموعهای از پروژههای آماده مذاکره را با خود به مسکو ببرد؛ زیرا دیپلماسی اقتصادی زمانی نتیجه میدهد که گفتوگو به طرح، طرح به قرارداد و قرارداد به جریان پایدار منافع اقتصادی تبدیل شود.
جمعبندی
مسکو برای ایران فرصتی است تا نشان دهد قدرت گازی را صرفاً با حجم ذخایر نمیسنجد، بلکه آن را در توان تولید رقابتپذیر، تحویل مطمئن، توسعه بازار و مشارکت در شکلدهی به قواعد همکاری تعریف میکند.
اگر دستاورد ایران از اجلاس هشتم تنها یک بیانیه مشترک باشد، فرصت مهمی از دست رفته است؛ اما اگر این نشست به سازوکارهای اجرایی، پروژههای مشترک و نقشه راهی قابل سنجش منتهی شود، میتواند نقطه آغاز عبور از دیپلماسی منابع به دیپلماسی قدرت بازار باشد. این همان معیاری است که باید موفقیت حضور ایران در مسکو را با آن سنجید.
دیدگاه خود را ارسال کنید